|
گزارش اقدامات حفاظتی
بر روی چهارمین مومیایی طبیعی مکشوفه
در معدن نمک
زنجان
منیژه هادیان
دهکردی –
شهاب سیفی
اردیبهشت 1384
مقدمه
پس از کشف اتفاقی
دومین جسد معدن نمک زنجان در آذر ماه 1383 و با کاوشهای باستان شناختی
انجام شده در محل، سومین جسد بطور متلاشی شده در زیر قطعه سنگ بسیار
بزرگ و بالاخره در اسفند ماه همان سال چهارمین جسد که بطور ناباورانه
ای سالم باقی مانده بود در این معدن کشف شد. این جسد به عنوان یک اثر
منحصر بفرد که به لحاظ مطالعات تاریخی بسیار مهم و با ارزش است نیازمند
اقدامات حفاظتی ویژه ایست که خوشبختانه بر اساس مطالعات و اقدامات
انجام شده برای حفظ و نگهداری مرد نمکی (نیم تنه مکشوفه در سال 1372)
دانش لازم در این خصوص حاصل شده است.
در ادامه اشاره ای به
بخشی از مطالعات و شرح عملیات صورت گرفته برای حفاظت اضطراری جسد فوق
شده است که با همکاری مدیریت سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان
زنجان صورت گرفته.
دلایل فساد اجساد
كوچكترين واحد سازنده
بافتهاي مختلف بدن انسان را سلولها تشكيل ميدهند. محتواي اصلي سلول از
مواد آلي پروتئينها، اسيدهاي نوكلئيك و ... ميباشد. در هر سلول اجزايي
وجود دارد كه داراي عملكرد مختلف ميباشند. يكي از اين اجزاء
ليزوزومها، محل ذخيره سازي آنزيمها هستند. وقتي يك سلول دچار آسيب شود
و يا به عبارتي آن سلول ميميرد ديواره ليزوزم پاره شده و آنزيم آن در
سلول آزاد شده و طي يك واكنش شيميايي باعث تجزيه و هضم سلول ميگردد.
اين واكنش ماند بيشتر واكنشهاي شيميايي در محيط آبي صورت ميگيرد.
بنابراين يكي از عوامل از بين رفتن سلولهاي بدن به نوع تشكيلات خود
سلول بر ميگردد.
عامل ديگري كه در اين
امر دخالت دارد وجود باكتريهايي ميباشد كه در بدن انسان و محيط خارجي
آن وجود دارند. اين موجودات تك سلولي با غلبه تدريجي مرگ، فعاليت خود
را طي واكنشهاي شيميايي و تجزيه بافتهاي مرده شروع ميكنند. اين
واكنشها اگر با مصرف اكسيژن همراه باشند تعفني و اگر در شرايط بدون
اكسيژن صورت گيرند تخميري خوانده ميشوند. نوع باكتري و شرايط محيطي آن
در تجزيه جسد نقش مهمي دارد.
علاوه بر عوامل فوق كه
عوامل اصلي در نابودي اجساد ميباشند موارد ديگري نيز وجود دارد كه در
اين فرآيند به نوع ديگري نقش خود را ايفا ميكنند. از جمله اين موارد،
وجود قارچها ميباشند. اين گروه از موجودات زنده نيازهاي اساسي خود را
از منابع آلي مانند قندها، نشاسته، و مواد آلي نيتروژن دار مانند
پروتئينها تامين ميكنند.
قارچهايي كه از نظر
ماكروسكوپي به شكل كلني بر روي محيط جامد رشد ميكنند تحت عنوان كپك
خوانده ميشوند. كپكها بصورت خاكستري رنگ و سپس بصورت پف كرده و
لكههاي مدور در ميآيند.
گاهي نيز حشرات و
نوزاد آنها در نابود سازي جسد با باكتريها سهيم ميشوند. همچنين اجساد
ميتوانند منبع خوبي براي جانوران كوچك زير زميني باشند.
شرايط محيطي رشد و
بقاي عوامل بيولوژيك
همانطور كه در بحث
فوق اشاره شد يكي از عوامل تجزيه جسد، آنزيمهاي موجود در سلولهاي تشكيل
دهنده بافتها معرفي گرديدند كه فعاليت آنها تنها در حضور آب عملي است.
بنابراين حذف آب يا رطوبت از محيط سبب توقف فرآيند تجزيه سلول ميشود.
باكتريها نيز بسته به نوع آنها در سلول خود، آنزيم هضم بافتها را دارا
ميباشند كه حضور آب در اينجا نيز انكار ناپذير است. در صورت عدم وجود
آب در محيط باكتريها دچار نوعي قحطي زدگي شده و تحرك و توليد مثل آنها
متوقف ميشود. قارچها نيز كه از ديگر ميكرو ارگانيسمهاي مخرب ميباشند
براي تغذيه و رشد و نمو خود نيازمند رطوبت يا آب در محيط ميباشند.
علاوه بر آب و رطوبت، فعاليت و رشد انواع قارچها و
باكتريها به چندين عامل ديگر نيز بستگي دارد. از جمله: درجه حرارت،
نور، رطوبت مواد، عمق نفوذ در مواد، غلظت اكسيژن و دياكسيد كربن در
اتمسفر و آلودگي. اصولاً قارچها در محيطي با شرايط متوسط 25-20 درجه
سانتيگراد و رطوبت 68% و
pH
خنثي رشد ميكنند، اما
pH
بين 9-2 را نيز بخوبي تحمل ميكنند.
مقدار آب لازم براي فعاليتهاي بيوشيميايي در سلول بيشتر
ميكروارگانيسمها در محدود 98/0- 6/0=aw
ميباشد. براي رشد و نمو باكتريها اين محدوده بالاي 90% و براي قارچها
80-65% است.
بعضي از باكتريها و
اسپور قارچها ميتوانند ماهها و حتي سالها بدون هيچ نشانهاي تا فراهم
شدن شرايط رشد بطور نهفته باقي بمانند. حشرات و نوزاد آنها هم كه جزء
موجودات خونسرد هستند نسبت به شرايط آب و هوايي حساس ميباشند،
بنابراين وجود آنها نيز به دما و رطوبت بستگي دارد.
مومياييهای خشک و
شرايط محيطي حفظ آنها
علي رغم فساد و آسيب
پذيري اجساد اما گاه مواردي يافت ميشود كه بطور عمد يا اتفاقي و طبيعي
از فساد و نابودي محفوظ ماندهاند. همانطور كه در بالا ذكر شد فعاليت
آنزيمهاي هضم سلول تنها در حضور آب امكان پذير ميباشد، بنابراين حذف
آب از محيط سلولي و محيط خارج ميتواند از تجزيه آنها توسط اجزائ سلولي
يا باكتريهاي موجود جلوگيري كند.
حذف آب از محيط گاهي
در اثر تبخير يا انجماد آن و گاهي نيز توسط مواد جاذب رطوبت صورت
ميگيرد كه موميايي گران مصري در دوران فراعنه بدون آگاهي از واقعيت
امر طي تجربه به اين نتيجه رسيده بودند و حفظ اجساد خود را با قرار
دادن آنها در محلول نمك ناترون (مخلوط كربنات و دي كربنات سديم) و
انجام مراحل بعدي مثل خشك كردن كامل آن در زير نور آفتاب يا توسط حرارت
آتش و باندپيچي کردن تضمين ميكردند.
اما در اين ميان گاهي
به اجسادي بر ميخوريم كه بدون دخالت انسان و تحت شرايط محيطي خاص از
نابودي و فساد پس از مرگ محفوظ ماندهاند. به چنين اجسادي موميايي
طبيعي اطلاق ميشود. اين نوع مومياييها بر اساس منطقه با شرايط محيطي
كه در آن قرار گرفته بودند تقسيم بندي و نام گذاري ميشوند (مثل:
موميايي يخي، موميايي خشك، موميايي باتلاق و موميايي نمكي).
بنابراين بعلت حساسيت
زياد اينگونه آثار نسبت به تغييرات رطوبت نسبي، دماي محيط و عوامل
بيولوژيك، نگهداري آنها نيازمند شرايط خاصي ميباشد.
بديهي است كه بسته
بودن يا ایزوله كردن فضاي نگهداري يا ويترين نمايش يك موميايي مطابق با
شرايط محيط اوليه اكتشاف آن باعث ميشود كه بعد از مدتي تغييرات جوي
درون آن تا حدودي پايدار و از طرف ديگر از ورود آلايندههاي هوا، گرد و
خاك، حشرات و ... جلوگيري گردد.
كنترل رطوبت يكي از شرايط بسيار مهم حفظ مومياييها
ميباشد. به اين ترتيب كه
RH
محيط آن در تمام فصول سال ميبايست در محدوده مناسب ثابت نگه داشته
شود.
يكي از روشهاي كنترل
رطوبت براي نگهداري آثار مثل مومياييهاي خشك استفاده از موادي تحت
عنوان بافر است. بافرها موادي هستند كه رطوبت محيط را ثابت نگه
ميدارند، به اين ترتيب كه زماني كه رطوبت بالا ميرود مقدار اضافي آن
جذب و زماني كه كاهش زياد آنرا داريم با از دست دادن رطوبت تعادل
برقرار ميشود. از اين نوع مواد سيليكاژل را ميتوان نام برد. اين ماده
بعلت داشتن خواصي همچون قابليت جذب آب، غير فعال بودن شيميايي، غير
قابل اشتعال بودن، تغيير رنگ در وضعيتهاي خشك و مرطوب و عدم نياز به
معرف نسبت به ساير مواد مشابه بيشتر مورد استفاده قرار ميگيرد.
بعضي از عوامل بيولوژيك ميتوانند براي
مدتها بدون هيچ نشانهاي بطور نهفته باقي بمانند تا شرايط رشد و نمو
آنها فراهم گردد. از آنجا كه استفاده از مواد شيميايي ضد عفوني كننده
براي بر طرف كردن اين عوامل ممكن است باعث ايجاد آلودگي محيطي، تاثير
كوتاه مدت و امكان تاثير بر روي خود اثر گردد لذا در سالهاي اخير
روشهاي جديدي براي رفع اين مشكل پيشنهاد شده كه آثار موميايي را در
اتمسفرهايي مثل نيتروژن، آرگون يا دياكسيد كربن نگهداري شوند. اين
شرايط با كاهش رطوبت و اكسيژن مانع رشد و فعالیت عوامل بيولوژيك
ميگردند.
وضعیت چهارمین مومیایی
پس از حفاری
مراحل اولیه کاوش نشان
از وجود یک جسد کامل همراه با کفش و لباس را می داد که این جسد به طرف
شکم افتاده بود. همچنین وضعیت قرار گیری دستها و جمع شدگی پا در ناحیه
زانو حالت نیم خیز آن را در ذهن تداعی می کرد (تصویر 1).

تصویر 1
–
وضعیت مومیایی قبل از خارج شدن کامل از زیر آوار
پس از تکمیل کاوش و
خارج نمودن جسد و برگرداندن آن به پشت وضعیت اندامها بطور کامل روشن
شد. صورت به دلیل فشار زیاد در پشت سر کاملاٌ له شده و بجز دهان سایر
بخشهای آن قابل تشخیص نمی باشد. موها بسیار کوتاه و ته رنگ قرمز- قهوه
ای دارند که احتمالاٌ در آنها تغییر رنگ بوجود آمده است. جمع شدگی پای
راست در شکم و لکه های زرد- قهوه ای روی لباس در این ناحیه نشان از
آسیب شدید و خونریزی آن را می دهد. رنگ پوست بر روی بافتهای نرم باقی
مانده قهوه ای تیره بوده که آثار جراحت، شکستگی و فرورفتگی های ناشی از
فشار وارده از طرف آوار سنگها و خاک بر روی آن بخوبی مشهود است (تصاویر
2 و 3).

تصویر
2- نمای کامل جسد از بالا پس از خارج نمودن کامل آن
تصویر
3- دست چپ و صورت آسیب
دیده
جسد
دست راست به حالت مشت شده و یا درحالت نگه
داشتن چیزی در آن و دست چپ همانطور که در تصویر دیده می شود در
حالت تکیه گاهی برای بدن بوده است. اطلاعات دقیق در خصوص
جنسیت، آسیبها و ... پس از انجام آزمایشات لازم (سی تی اسکن،
MRI
و ...) بدست خواهد آمد.
این جسد جزء
مومیایی های طبیعی خشک محسوب می شود که با حضور نمک در محیط از
فساد در امان مانده است. البته خشکی و کاهش زیاد جرم حجمی،
تردی و شکنندگی اندامها را به همراه دارد.
گوشواره نقره ای حلقه مانند در گوش چپ از جمله متعلقات این جسد
می باشد. این گوشواره که از لحاظ فرم کمی متفاوت با گوشواره
مرد نمکی است به دلیل آسیب وارده به گوش و خارج شدن آن از محل
خود هم اکنون بطور مجزا نگهداری شده. لباس جسد به نظر پيراهن
بلند جلو بسته، با يك فرم كمربند مانند بر روي آن است كه در يك
طرف آن غلاف چاقو آويزان شده و طرف ديگر طناب تابيده قهواي
پاره شدهاي گره خورده است. همچنین در کنار این طناب و زیر تنه
جسد در پهلو دو
ظرف سفالین
کوچک و چسبیده به لباس آن قرار گرفته است (تصاویر 3 و 4).
آستين
اين لباس تا آرنج بنظر می رسد و لبه درز روی دست با يك بافت باریک قرمز
تزیین شده است. پا پوش شلوار مانند كه پاها را تا توي ساق كفش
ميپوشاند با همان بافت قرمز مشابه پيراهن در پهلو تزيين شده است.
مشابه این تزیین در پايين پيراهن نیز ديده ميشود. (شكل 5 و 6). کفشهای
تمام چرم با ساق کوتاه و بندهای چرمی که در امتداد رویه کفش برای بستن
آنها بریده شده اند از مشخصات ظاهری آنها هستند.
البته روشن شدن فرم اصلي لباس نیاز به
بررسی دقیقتری دارد. قسمتي از يك پوستين نيز در طرف شانه راست جسد وجود
دارد كه مشابه آن در ميان اشياء مكشوفه در معدن بطور كامل ديده ميشود.
اين پوستين توسط طناب چرمي به شكل شنل بر روي دوش افراد قرار ميگرفته
است (گوشه چپ تصویر 2).

تصویر 5-
بافت تزیینی قرمز لبه های لباس مومیایی
تصویر 6- رویه کفش و فرم بند ها و گره
وضعیت اولیه محل
نگهداری موقت آثار
محدودیت
مکانی از یک طرف و ضرورت ایجاد شرایط امنیتی و همچنین فضای مناسب برای
ادامه کاوش جسد (خارج نمودن
کامل آن از زیر آوار) و انجام بررسیهای
لازم موجب گردیده بود که ساختمان ذوالفقاری علی رغم نا تمام بودن بنا
بعنوان محل نگهداری موقت آثار مکشوفه توسط مدیریت میراث استان زنجان
انتخاب شود. این ساختمان با موقعیت شمالی- جنوبی بنای تاریخی دوره
قاجار است که در حال حاضر عملیات مرمتی و احیاء با کاربری موزه استان
زنجان در آن صورت می گیرد. کلیه آثار مکشوفه در اطاقهای طبقه دوم واقع
در ضلع شمالی ساختمان نگهداری شده بودند. اطاق نگهداری اجساد شامل پنج
در و دو پنجره و دو نور گیر بود. اختلاف زیاد درجه حرارت روز و شب، و
تغییرات رطوبتی آن (70%- 45%). در زمان خارج شدن جسد (ماه اسفند و
فروردین)، از مشکلات محیطی و ریز اقلیمی اصلی برای این آثار محسوب می
شد. از طرف دیگر عدم کف سازی و بسته بودن فضاهای داخلی و رفت و آمد در
بنا موجب افزایش زیاد گرد و غبار و ذرات معلق در هوا شده و امکان
آلودگیهای مختلف را فراهم می کرد.
از طرف دیگر قرار گیری کلیه آثار شامل
اجساد، اشیاء فلزی، بافته و چرم و ... در کنار یکدیگر در فضایی محدود
یکی دیگر از مشکلات حفاظتی مورد توجه بود (تصاویر 7 و 8).

تصویر 7- نمای بیرون ساختمان تاریخی
ذوالفقاری
تصویر
8- نمایی از اطاق نگهداری آثار
اقدامات حفاظتی
اضطراری
در برخورد با وضعیت
موجود 3 موضوع مهم مورد نظر قرار گرفت: 1- سامان دهی اطاق و آثار موجود
2- ساخت لایه بستر مناسب که جسد روی آن قرار گیرد 3- ساخت محفظه
نگهداری جسد و ایزوله کردن آن نسبت به محیط که ضمناً قابلیت نمایش را
هم دارا باشد.
به همین لحاظ عملیات
ذیل با همکاری کارشناسان میراث زنجان صورت گرفت:
1-بهینه
سازی شرایط محیطی
پاکسازی
کامل اطاقهای مخصوص اجساد: پس از انتقال کلیه آثار به اطاقهای مجاور،
خاک و گرد و غبار این اطاقها بطور کامل پاک شد.
1-1-
مفروش کردن کف اطاقها: به منظور جلوگیری
از گرد و غبار ناشی از رفت و آمد، کف اطاقهای فوق بوسیله موکت مفروش
شد.
1-2-
نصب پرده: به منظور کنترل نور مستقیم
خورشید و ممانعت از جریان شدید هوای سرد و گرم، فیلتر کردن گرد و غبار
ورودی و کمک به جذب رطوبت هوا، جلوی در و پنجره های موجود در اطاقها
پرده های کتانی سفید نصب شد. رنگ و ضخامت این پرده ها به گونه ای است
که مانع از تاریک شدن اطاقها شود.
1-3-
نصب دستگاه تهویه: جهت برقراری جریان هوا
و جلوگیری از تمرکز آلودگیهای بیولوژیکی نصب یک دستگاه تهویه در اطاق
نگهداری اجساد الزامی بود. برای جلوگیری از ورود آلودگی های خارجی، این
دستگاه در جایی نصب شد که با محیط بیرون ارتباط مستقیم نداشته باشد.
1-4-
نصب دستگاه های سنجش دما و رطوبت و کنترل
دائم تغییرات آنها در محیط.
1-5-
محل نمایش: به منظور نمایش و امکان
بازدید عموم در هفته میراث فرهنگی لازم به انتقال آثار به ساختمان
تاریخی رختشویی خانه بود. رعایت موارد ایمنی در نقل و انتقال و شرایط
محیطی برای

این محل نیز (با توجه به نکات فوق) در نظر گرفته شد
(تصاویر9 و10).
تصاویر 9 و
10 –
عملیات پاکسازی و بهینه کردن شرایط محیطی اطاقها
حفاظت های اضطراری جسد
1-1-
پاکسازی
نهایی: این جسد که قبلاً و در حین حفاری تا حدود زیادی پاکسازی سطحی
شده بود اما به منظور زدودن هر گونه عامل خارجی که موجبات آلودگیهای
بعدی را فراهم کند بوسیله برس نرم، پوآر و مکش ملایم توسط جارو برقی با
قدرت پایین، تا حد امکان بخشهای سطحی و داخلی لباس آن مجدداً پاکسازی
گردید. لازم به توضیح است که خاک و سنگ نمک اطراف جسد (در تماس با جسد)
برای مطالعات مربوطه قبلاٌ برداشته شده بود (تصویر 11).

تصویر 11- مراحل پاکسازی نهایی مومیای
1-1-
آماده سازی
و ساخت لایه بستر مناسب: این لایه می بایست ضمن داشتن قابلیت انعطاف
پذیری و شکل پذیری متناسب با فرم جسد از تاثیرات شیمیایی، افزایش
رطوبت، تعریق و ... مبرا باشد. به این منظور موادی همچون پلیمرهای
حبابدار، یونولیت گرانول، فوم سرد، اسفنج و... مورد بررسی قرار گرفت که
با توجه به شرایط توپوگرافی جسد (برآمدگیها، فرورفتگیها و وضعیت
اندامها) و همچنین با توجه به امکانات موجود بهترین انتخاب استفاده از
اسفنج صنعتی با فشردگی لازم و ضخامتهای مختلف 10، 2 و 1 سانتیمتر و فوم
تشخیص داده شد. بنابراین با تهیه مواد لازم اقدام به ساخت لایه بستر
گردید. برای اینکار با قرار دادن جسد بر روی زمینه اسفنجی 10 سانت
عوارض سطحی، مورد شناسایی و علامت گذاری شد. در مرحله بعد اقدام به برش
مقاطع مناسب فوم و اسفنج جهت ساپورت قسمتهای حساس و آسیب پذیر شد
بطوریکه تمامی گودیهای اندامها مثل قوس کمر و یا اختلاف سطح بوجود آمده
بین دستها و پاها و دیگر اجزاء پر شود.
سپس
مقاطع پر کننده توسط چسب به لایه زمینه (اسفنج 10 سانتیمتری) چسبانده و
ثابت گردیدند.
به منظور عدم تماس
مستقیم اسفنج با جسد و به حداقل رساندن تبادلات حرارتی و رطوبتی لایه
ای از پارچه نخی سفید بر روی بستر کشیده شد. در اینجا سعی شده است به
کمک این تمهیدات خطرات فیزیکی ناشی از جابجایی به هنگام مطالعه و نمایش
و ... به حداقل رسانده شود.
لازم به ذکر است که
چنین مسائلی در مورد اجسادی که عمداً مومیایی شده اند و در حالت دراز
کش قرار داده می شوند وجود ندارد و وضعیت فیزیکی این مومیایی تقریباً
نادر یا منحصر بفرد می باشد (تصاویر 12 و 13 و 14 و 15 ).


1-1-
طراحی و ساخت محفظه موقت نگهداری: قبل از
اقدام به ساخت محفظه شرایطی برای آن پیش بینی شد. این شرایط عبارت
بودند از: 1- مستحکم و قابل جابجایی 2- شفافیت سطوح (ترانسپارانت بودن
چهار دیواره جانبی و یک دیواره فوقانی) 3- امکان دسترسی آسان و بدون
خطر به جسد 4- ایزولاسیون کامل سیستم و قابلیت کنترل شرایط ریز اقلیمی
داخل آن 5- سادگی کافی در شکل و فرم که موضوع اصلی نمایش تحت الشعاع
قرار نگیرد 6- قابلیت اجرا با امکانات موجود و محلی
با توجه به شرایط فوق و امکانات محلی ابتدا اقدام به
طراحی و ساخت محفظه شد. محفظه متناسب با اندازه مومیایی از دو بخش میز
و یک ویترین نمایش مکعبی که بر روی آن نصب شده است تشکیل می شود. پایه
های میز از جنس پروفیل آلومینیم با ضخامت مناسب بوده و سطح روی آن و
سطوح جانبی از فیبر فشرده
MDT
ساخته شده است. جنس ویترین نیز از پلکسی گلاس با ضخامت 1 سانتیمتر است
که قبلاٌ شفارش ساخت آن داده بود. به منظور امکان دسترسی به داخل
ویترین یکی از دیواره های جانبی (ضلع بزرگتر) به صورت متحرک و در صورت
لزوم قابل باز شدن طراحی شده است.
در روی میز و کف ویترین نمایش شیارهای
U
شکل قرار داده شده تا میز متحرکی که به عنوان تکیه گاه در زیر لایه
بستر جسد قرار می گیرد روی میز ثابت حرکت نماید. حرکت این تکیه گاه
محدود و تنها در یک مسیر به عقب و جلو و به منظور تسهیل نمودن ورود و
خروج مومیایی به ویترین است. به این ترتیب از حرکتهای ناخواسته و خطرات
احتمالی آن ممانعت بعمل می آید. با قرار گیری میز هم سطح در کنار محفظه
می توان مومیایی را برای انجام مطالعات و بررسیهای لازم به راحتی از
طرف دیواره جانبی باز شده به روی آن منتقل نمود.
میز متحرک شامل یک شاسی است از جنس
MDT
با شش چرخ که توسط پیچ و مهره و واشرهای فنری در زیر آن ثابت شده اند.
چرخها دارای قابلیت دورانی بوده و از ترمز هم برخوردارند. در یک طرف
میز (ضلع بزرگتر) دو دسته تعبیه شده تا حرکت کشویی میز به کمک آنها
انجام شود.
بدین ترتیب مومیایی با لایه بستر زیر آن
که قبلاً آماده شده است بر روی شاسی متحرک و داخل محفظه قرار می گیرد.
1-1-
کنترل شرایط ریز اقلیمی: طبق مطالعات و
بررسیهای انجام شده استفاده از سیلیکاژل به عنوان ماده بافر در کنترل
رطوبت محیطهای بسته بسیار موثر است. لذا با قرار دادن ظروف حاوی
سیلیکاژل در حدود نصف وزن اثر (مومیایی چهارم) و بسته شدن کامل محفظه
علی رغم تغییرات احتمالی دمای محیط، رطوبت محفظه کاملاً ثابت نگه داشته
می شود.

تصویر 16- فرم کلی محفظه ساخته شده برای
نگهداری چهارمین مومیایی زنجان
در ساختمان رختشویی خانه
|